دل‌نوشته‌ای خطاب به حضرت ولی‌عصر (عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف)

 

سلام بر تو ای آشناترین غریب؛ ای که نامت آرام جان خسته ماست و یادت چراغی است که در تاریک‌ترین لحظه‌های زندگی هنوز خاموش نشده است.

مولای من! چه دشوار است زندگی کردن در روزگاری که می‌دانیم تو زنده‌ای، نفس می‌کشی، رنج‌های ما را می‌بینی و برای هدایت و نجات انسان‌ها دعا می‌کنی؛ اما چشم‌های ما از دیدار رویت محروم‌اند. چه تلخ است شنیدن نامت، بی‌آنکه بتوانیم در محضرت بنشینیم، سخنت را بی‌واسطه بشنویم و با تمام وجود بگوییم: آقا، دلمان برایت تنگ شده است.

سال‌هاست که در انتظاریم؛ اما گاهی با خود می‌اندیشم آیا تنها گذر روزها و شمردن جمعه‌ها، معنای انتظار است؟ آیا می‌توان از دوری تو شکایت کرد، اما در رفتار و انتخاب‌های روزانه، راهی جز راه تو پیمود؟ ما از غیبت می‌نالیم، ولی کمتر به فاصله‌ای می‌اندیشیم که گاه با دست‌های خود میان خویش و تو ساخته‌ایم.

آقای من! اعتراف می‌کنیم که گاهی گناه، دل‌هایمان را تیره کرده است؛ زبانمان به سخنی آلوده شده، نگاهمان از مرز بندگی گذشته، حق کسی را سبک شمرده‌ایم، از یاد خدا غافل مانده‌ایم و آن‌قدر در هیاهوی دنیا فرو رفته‌ایم که صدای دعوت به پاکی را نشنیده‌ایم. شاید بیش از آنکه راه دیدار را بجوییم، باید راه بازگشت را پیدا کنیم؛ بازگشت از غفلت به یاد خدا، از خودخواهی به مهربانی و از نافرمانی به بندگی.

می‌دانیم که غیبت تو را نمی‌توان تنها و به‌سادگی به گناهان ما فروکاست؛ حکمت‌های الهی و شرایطی بزرگ در این امر دخیل‌اند. اما می‌دانیم که گناه، دل را از نور اطاعت دور می‌کند و ما را از شایستگی همراهی با حجت خدا محروم می‌سازد. پس اگر از دوری تو اندوهگینیم، باید در اصلاح خویش نیز صادق باشیم.

مولای مهربان! ما را به حال خودمان وامگذار. دستمان را بگیر تا از تکرار خطاها خسته نشویم و از رحمت خدا ناامید نگردیم. به ما توفیق بده پیش از آنکه زبانمان از فرج تو بگوید، زندگی‌مان نشانی از آمادگی برای ظهور داشته باشد؛ در خانه با محبت، در جامعه با انصاف، در گفتار با صداقت و در خلوت با مراقبت از خویش.

آقا جان! دلمان می‌خواهد اگر روزی توفیق دیدارت نصیبمان شد، شرمنده وعده‌هایی نباشیم که به خود داده‌ایم و فراموش کرده‌ایم. می‌خواهیم از منتظرانی باشیم که انتظار را بهانه‌ای برای بهتر شدن قرار داده‌اند؛ نه فقط کسانی که از دوری می‌گریند، اما برای نزدیک شدن قدمی برنمی‌دارند.

برای ما دعا کن؛ برای دل‌هایی که میان امید و غفلت سرگردان‌اند، برای جوانانی که در جست‌وجوی حقیقت‌اند، برای خانواده‌هایی که به آرامش و مهربانی نیاز دارند و برای همه آنان که نام تو را بر زبان دارند و آرزوی سربازی‌ات را در دل می‌پرورانند.

خدایا! به حق ولیّ و حجتت، دل‌های ما را از غبار گناه و غفلت پاک کن، توبه‌ای راستین و اراده‌ای پایدار نصیبمان فرما و ما را از کسانی قرار بده که با اصلاح خویش، جامعه‌ای شایسته‌تر برای ظهور می‌سازند.

ای صاحب زمان! اگرچه چشم ما از دیدارت محروم است، امیدمان به لطف خدا و دعای تو زنده است. تا آن روز که صبح ظهور بدمد، ما می‌کوشیم دلتنگی‌مان را به عمل، اشکمان را به توبه و انتظارمان را به بندگی تبدیل کنیم.

اللهم عجّل لولیّک الفرج، و اجعلنا من خیر أعوانه و أنصاره.

با دلی امیدوار و چشمانی چشم‌به‌راه