گاهی غیبت امام زمان علیه السلام آنقدر با زندگی روزمره ما آمیخته میشود که آرامآرام به چیزی عادی تبدیل میگردد؛ گویی نبودن امام، بخشی همیشگی از وضعیت زندگی است و دیگر در جان ما پرسشی ایجاد نمیکند. صبح از خواب برمیخیزیم، کار میکنیم، با دیگران سخن میگوییم، برای آینده برنامه میریزیم و شب به پایان روز میرسیم؛ بیآنکه حضور و غیبت حجت خدا تأثیر جدی در شیوه زندگی ما گذاشته باشد.
اما انتظار حقیقی، اجازه نمیدهد غیبت امام به یک عادت تبدیل شود.
انتظار، پیش از آنکه سخن گفتن درباره آینده باشد، نوعی زندگی کردن در زمان حاضر است. کسی که حقیقتاً منتظر امام خویش است، امروز خود را به گونهای میسازد که اگر روزی فرصت دیدار و یاری امام برای او فراهم شد، آمادگی آن را داشته باشد.
امام صادق(ع) در روایتی بسیار زیبا میفرمایند:
«مَن سَرَّهُ أَن یَکُونَ مِن أَصحابِ القائِمِ فَلیَنتَظِر وَلیَعمَل بِالوَرَعِ وَمَحاسِنِ الأَخلاقِ وَهُوَ مُنتَظِرٌ…»
یعنی:
«هر کس دوست دارد از یاران قائم باشد، باید انتظار بکشد و در حالی که منتظر است، پارسایی و اخلاق نیک را پیشه کند… اگر از دنیا برود و پس از او قائم قیام کند، برای او پاداشی همانند پاداش کسی است که آن حضرت را درک کرده است. پس بکوشید و منتظر باشید؛ گوارایتان باد ای گروه برخوردار از رحمت.»
این روایت، تصویری عمیق از انتظار به ما میدهد. امام صادق(ع) نفرمودند کسی که دوست دارد از یاران قائم باشد، فقط دعا کند یا درباره ظهور سخن بگوید؛ بلکه فرمودند منتظر باشد و همراه انتظار، اهل ورع و اخلاق نیک باشد.
انتظار، فقط چشم دوختن به آینده نیست
واژه «انتظار» ممکن است در نگاه نخست، قدری حالت منفعلانه را به ذهن بیاورد؛ مانند کسی که در جایی نشسته و منتظر رسیدن مسافری است. اما در فرهنگ اهلبیت(ع)، انتظار با ساختن و آماده کردن خویش همراه است.
انسان منتظر، آینده را فقط پیشبینی نمیکند؛ خود را برای آن آینده آماده میکند.
اگر کسی بگوید «من منتظر امام زمان هستم»، اما دروغ گفتن برایش آسان باشد، حق دیگران را نادیده بگیرد، در برابر خشم خود نتواند مقاومت کند، زبانش دیگران را بیازارد یا در خلوت و آشکار رفتار متفاوتی داشته باشد، این روایت از او میخواهد در مفهوم انتظار خود تجدیدنظر کند.
زیرا امام صادق(ع) بلافاصله پس از «انتظار»، از «ورع» و «محاسن اخلاق» سخن میگویند.
گویی انتظار حقیقی باید در رفتار انسان دیده شود.
ورع؛ مراقبت از مرزهای زندگی
«ورع» تنها به معنای انجام ندادن گناهان بزرگ نیست. ورع، نوعی مراقبت دائمی از خویشتن است؛ اینکه انسان در برابر آنچه میداند درست نیست، حتی زمانی که کسی او را نمیبیند، خویشتندار باشد.
ورع یعنی انسان برای رسیدن به خواسته خود، هر راهی را مجاز نداند.
گاهی انسان میتواند سخنی بگوید و آبروی دیگری را حفظ کند یا از بین ببرد. میتواند مالی را به حق خود اضافه کند یا از آن چشم بپوشد. میتواند در برابر اشتباه دیگری با آرامش رفتار کند یا خشم خود را بر سر او خالی کند.
در چنین لحظاتی است که انتظار از یک مفهوم ذهنی به یک حقیقت عملی تبدیل میشود.
منتظر واقعی کسی نیست که فقط از آمدن امام سخن میگوید؛ کسی است که آمدن امام، معیار رفتار امروز اوست.
محاسن اخلاق؛ چهرهای که انتظار را آشکار میکند
بخش دوم سخن امام صادق(ع)، «محاسن اخلاق» است.
اخلاق نیک، چیزی تزئینی در زندگی انسان نیست. انسان ممکن است اطلاعات زیادی درباره امام زمان داشته باشد، روایات فراوانی بداند و درباره ظهور بسیار سخن بگوید؛ اما اگر در برخورد با خانواده، دوستان، همکاران و حتی کسانی که با او اختلاف نظر دارند، اهل انصاف و خوشرفتاری نباشد، هنوز فاصله زیادی با اخلاقی که این روایت معرفی میکند دارد.
محاسن اخلاق یعنی راستگویی، گذشت، صبر، خوشرفتاری، رعایت حق دیگران، کنترل خشم، وفاداری و مهربانی.
اینها شاید در ظاهر کارهای بزرگی به نظر نرسند؛ اما اتفاقاً انسان در همین رفتارهای کوچک، شخصیت خود را میسازد.
کسی که نمیتواند بر خشم خود در برابر یک سخن ساده مسلط شود، چگونه میتواند خود را برای مسئولیتی بزرگ آماده بداند؟
کسی که در برابر یک منفعت کوچک از حق دیگری میگذرد، چگونه میتواند ادعا کند برای یاری بزرگترین مصلح عالم آماده است؟
انتظار، پیش از آنکه در میدانهای بزرگ آزمایش شود، در جزئیات زندگی روزانه آزمایش میشود.
امیدی که به عمل تبدیل میشود:
زیباترین بخش روایت آنجاست که امام صادق(ع) حتی مرگ پیش از ظهور را مانع بهرهمندی منتظر نمیدانند.
اگر کسی با انتظار واقعی، ورع و اخلاق نیک زندگی کند و پیش از ظهور از دنیا برود، امام میفرمایند اگر قائم پس از او قیام کند، برای او پاداشی مانند کسی است که آن حضرت را درک کرده است.
این سخن، معنای بسیار مهمی دارد: ارزش انسان فقط به این نیست که در چه زمانی زندگی میکند؛ به این است که در زمان خود چگونه زندگی میکند.
اما انتظار حقیقی، اجازه نمیدهد غیبت امام به یک عادت تبدیل شود.
انتظار، پیش از آنکه سخن گفتن درباره آینده باشد، نوعی زندگی کردن در زمان حاضر است. کسی که حقیقتاً منتظر امام خویش است، امروز خود را به گونهای میسازد که اگر روزی فرصت دیدار و یاری امام برای او فراهم شد، آمادگی آن را داشته باشد.
امام صادق(ع) در روایتی بسیار زیبا میفرمایند:
«مَن سَرَّهُ أَن یَکُونَ مِن أَصحابِ القائِمِ فَلیَنتَظِر وَلیَعمَل بِالوَرَعِ وَمَحاسِنِ الأَخلاقِ وَهُوَ مُنتَظِرٌ…»
یعنی:
«هر کس دوست دارد از یاران قائم باشد، باید انتظار بکشد و در حالی که منتظر است، پارسایی و اخلاق نیک را پیشه کند… اگر از دنیا برود و پس از او قائم قیام کند، برای او پاداشی همانند پاداش کسی است که آن حضرت را درک کرده است. پس بکوشید و منتظر باشید؛ گوارایتان باد ای گروه برخوردار از رحمت.»
این روایت، تصویری عمیق از انتظار به ما میدهد. امام صادق(ع) نفرمودند کسی که دوست دارد از یاران قائم باشد، فقط دعا کند یا درباره ظهور سخن بگوید؛ بلکه فرمودند منتظر باشد و همراه انتظار، اهل ورع و اخلاق نیک باشد.
انتظار، فقط چشم دوختن به آینده نیست
واژه «انتظار» ممکن است در نگاه نخست، قدری حالت منفعلانه را به ذهن بیاورد؛ مانند کسی که در جایی نشسته و منتظر رسیدن مسافری است. اما در فرهنگ اهلبیت(ع)، انتظار با ساختن و آماده کردن خویش همراه است.
انسان منتظر، آینده را فقط پیشبینی نمیکند؛ خود را برای آن آینده آماده میکند.
اگر کسی بگوید «من منتظر امام زمان هستم»، اما دروغ گفتن برایش آسان باشد، حق دیگران را نادیده بگیرد، در برابر خشم خود نتواند مقاومت کند، زبانش دیگران را بیازارد یا در خلوت و آشکار رفتار متفاوتی داشته باشد، این روایت از او میخواهد در مفهوم انتظار خود تجدیدنظر کند.
زیرا امام صادق(ع) بلافاصله پس از «انتظار»، از «ورع» و «محاسن اخلاق» سخن میگویند.
گویی انتظار حقیقی باید در رفتار انسان دیده شود.
ورع؛ مراقبت از مرزهای زندگی
«ورع» تنها به معنای انجام ندادن گناهان بزرگ نیست. ورع، نوعی مراقبت دائمی از خویشتن است؛ اینکه انسان در برابر آنچه میداند درست نیست، حتی زمانی که کسی او را نمیبیند، خویشتندار باشد.
ورع یعنی انسان برای رسیدن به خواسته خود، هر راهی را مجاز نداند.
گاهی انسان میتواند سخنی بگوید و آبروی دیگری را حفظ کند یا از بین ببرد. میتواند مالی را به حق خود اضافه کند یا از آن چشم بپوشد. میتواند در برابر اشتباه دیگری با آرامش رفتار کند یا خشم خود را بر سر او خالی کند.
در چنین لحظاتی است که انتظار از یک مفهوم ذهنی به یک حقیقت عملی تبدیل میشود.
منتظر واقعی کسی نیست که فقط از آمدن امام سخن میگوید؛ کسی است که آمدن امام، معیار رفتار امروز اوست.
محاسن اخلاق؛ چهرهای که انتظار را آشکار میکند
بخش دوم سخن امام صادق(ع)، «محاسن اخلاق» است.
اخلاق نیک، چیزی تزئینی در زندگی انسان نیست. انسان ممکن است اطلاعات زیادی درباره امام زمان داشته باشد، روایات فراوانی بداند و درباره ظهور بسیار سخن بگوید؛ اما اگر در برخورد با خانواده، دوستان، همکاران و حتی کسانی که با او اختلاف نظر دارند، اهل انصاف و خوشرفتاری نباشد، هنوز فاصله زیادی با اخلاقی که این روایت معرفی میکند دارد.
محاسن اخلاق یعنی راستگویی، گذشت، صبر، خوشرفتاری، رعایت حق دیگران، کنترل خشم، وفاداری و مهربانی.
اینها شاید در ظاهر کارهای بزرگی به نظر نرسند؛ اما اتفاقاً انسان در همین رفتارهای کوچک، شخصیت خود را میسازد.
کسی که نمیتواند بر خشم خود در برابر یک سخن ساده مسلط شود، چگونه میتواند خود را برای مسئولیتی بزرگ آماده بداند؟
کسی که در برابر یک منفعت کوچک از حق دیگری میگذرد، چگونه میتواند ادعا کند برای یاری بزرگترین مصلح عالم آماده است؟
انتظار، پیش از آنکه در میدانهای بزرگ آزمایش شود، در جزئیات زندگی روزانه آزمایش میشود.
امیدی که به عمل تبدیل میشود:
زیباترین بخش روایت آنجاست که امام صادق(ع) حتی مرگ پیش از ظهور را مانع بهرهمندی منتظر نمیدانند.
اگر کسی با انتظار واقعی، ورع و اخلاق نیک زندگی کند و پیش از ظهور از دنیا برود، امام میفرمایند اگر قائم پس از او قیام کند، برای او پاداشی مانند کسی است که آن حضرت را درک کرده است.
این سخن، معنای بسیار مهمی دارد: ارزش انسان فقط به این نیست که در چه زمانی زندگی میکند؛ به این است که در زمان خود چگونه زندگی میکند.
ممکن است کسی قرنها پیش از ظهور زندگی کند و با عمل خود در صف منتظران حقیقی قرار گیرد. ممکن است انسانی در زمان ظهور حاضر باشد، اما شایستگی یاری امام را در خود ایجاد نکرده باشد.
بنابراین مسئله فقط «دیدن ظهور» نیست؛ مسئله، ساختن انسانی است که شایسته یاری حجت خدا باشد.
«فَجِدّوا وَانتَظِروا»:
امام صادق(ع) در پایان روایت، دو تعبیر کنار یکدیگر قرار میدهند:
«فَجِدّوا وَانتَظِروا»؛ بکوشید و منتظر باشید.
این دو جمله مکمل یکدیگرند.
انتظار بدون کوشش، ممکن است به آرزو تبدیل شود؛ و کوشش بدون انتظار نیز ممکن است انسان را از مقصد اصلی غافل کند.
منتظر کسی است که هم امید دارد و هم خود را میسازد؛ هم چشم به آینده دارد و هم امروز خود را رها نمیکند.
اگر میخواهیم بدانیم انتظار امام زمان ( عجل الله تعالی فرجه ) در زندگی ما چه اندازه واقعی است، شاید بهتر باشد به جای پرسیدن اینکه «چقدر درباره ظهور میدانیم؟» از خود بپرسیم:
آیا اخلاق ما در مسیر اخلاقی است که امام صادق(ع) برای منتظران ترسیم کرده است؟
آیا در خانه خوشاخلاقتر شدهایم؟
آیا در معاملات و روابط خود، مراقب حق دیگران هستیم؟
آیا وقتی کسی با ما مخالفت میکند، انصاف خود را حفظ میکنیم؟
آیا در خلوت نیز همان اندازه مراقب رفتار خود هستیم که در برابر دیگران؟
و آیا عشق به امام زمان(عج) توانسته است ما را از انسانی که دیروز بودیم، اندکی بهتر کند؟
اگر پاسخ این پرسشها مثبت باشد، انتظار دیگر فقط یک واژه نیست؛ در حال تبدیل شدن به سبک زندگی است.
غیبت امام زمان(علیه السلام) نباید ما را به نبودن او عادت دهد. بلکه باید محبت او را در دل ما زندهتر کند؛ چنانکه هرچه فاصله ظاهری بیشتر است، اشتیاق باطنی نیز بیشتر شود.
انتظار یعنی باور داشته باشیم که روزی عدالت، حقیقت و معنویت در جهان به دست حجت خدا جلوهای کامل خواهد یافت؛ اما تا آن روز، سهم ما این است که در اندازه توان خود، خودمان را اصلاح کنیم و با ورع و اخلاق نیک، شایستگی همراهی آن روز را در خویش پدید آوریم.
این همان انتظار زنده است؛ انتظاری که انسان را متوقف نمیکند، بلکه او را میسازد.
و چه امیدبخش است سخن امام صادق(ع):
«هَنیئًا لَکُم أَیَّتُهَا العِصابَةُ المَرحُومَةُ»
«گوارایتان باد، ای گروهی که مشمول رحمت الهی هستید.»
شاید راز این بشارت در همان نکتهای باشد که امام از ابتدا فرمودند:منتظر باشید، اما انتظار را با ورع و اخلاق نیک همراه کنید.
زیرا کسی که خود را برای امام میسازد، حتی اگر ظهور را در زمان خویش نبیند، از مسیر انتظار خارج نشده است.
بنابراین مسئله فقط «دیدن ظهور» نیست؛ مسئله، ساختن انسانی است که شایسته یاری حجت خدا باشد.
«فَجِدّوا وَانتَظِروا»:
امام صادق(ع) در پایان روایت، دو تعبیر کنار یکدیگر قرار میدهند:
«فَجِدّوا وَانتَظِروا»؛ بکوشید و منتظر باشید.
این دو جمله مکمل یکدیگرند.
انتظار بدون کوشش، ممکن است به آرزو تبدیل شود؛ و کوشش بدون انتظار نیز ممکن است انسان را از مقصد اصلی غافل کند.
منتظر کسی است که هم امید دارد و هم خود را میسازد؛ هم چشم به آینده دارد و هم امروز خود را رها نمیکند.
اگر میخواهیم بدانیم انتظار امام زمان ( عجل الله تعالی فرجه ) در زندگی ما چه اندازه واقعی است، شاید بهتر باشد به جای پرسیدن اینکه «چقدر درباره ظهور میدانیم؟» از خود بپرسیم:
آیا اخلاق ما در مسیر اخلاقی است که امام صادق(ع) برای منتظران ترسیم کرده است؟
آیا در خانه خوشاخلاقتر شدهایم؟
آیا در معاملات و روابط خود، مراقب حق دیگران هستیم؟
آیا وقتی کسی با ما مخالفت میکند، انصاف خود را حفظ میکنیم؟
آیا در خلوت نیز همان اندازه مراقب رفتار خود هستیم که در برابر دیگران؟
و آیا عشق به امام زمان(عج) توانسته است ما را از انسانی که دیروز بودیم، اندکی بهتر کند؟
اگر پاسخ این پرسشها مثبت باشد، انتظار دیگر فقط یک واژه نیست؛ در حال تبدیل شدن به سبک زندگی است.
غیبت امام زمان(علیه السلام) نباید ما را به نبودن او عادت دهد. بلکه باید محبت او را در دل ما زندهتر کند؛ چنانکه هرچه فاصله ظاهری بیشتر است، اشتیاق باطنی نیز بیشتر شود.
انتظار یعنی باور داشته باشیم که روزی عدالت، حقیقت و معنویت در جهان به دست حجت خدا جلوهای کامل خواهد یافت؛ اما تا آن روز، سهم ما این است که در اندازه توان خود، خودمان را اصلاح کنیم و با ورع و اخلاق نیک، شایستگی همراهی آن روز را در خویش پدید آوریم.
این همان انتظار زنده است؛ انتظاری که انسان را متوقف نمیکند، بلکه او را میسازد.
و چه امیدبخش است سخن امام صادق(ع):
«هَنیئًا لَکُم أَیَّتُهَا العِصابَةُ المَرحُومَةُ»
«گوارایتان باد، ای گروهی که مشمول رحمت الهی هستید.»
شاید راز این بشارت در همان نکتهای باشد که امام از ابتدا فرمودند:منتظر باشید، اما انتظار را با ورع و اخلاق نیک همراه کنید.
زیرا کسی که خود را برای امام میسازد، حتی اگر ظهور را در زمان خویش نبیند، از مسیر انتظار خارج نشده است.
آخرین دیدگاهها