چکیده
بالندگی و سعادت یک جامعه، تنها با برخورداری از ثروت، امکانات مادی و پیشرفتهای فناورانه تحقق نمییابد؛ بلکه جامعه برای رسیدن به آرامش، سلامت و تعالی، به هدایت دینی، مدیریت شایسته و دانش تخصصی نیازمند است. امام جعفر صادق (علیهالسلام) در روایتی، سه گروه را از نیازهای اساسی هر جامعه معرفی میکنند: فقیه دانا و پارسا، فرمانروای نیکوکار و مورد اطاعت، و پزشک بصیر و مورد اعتماد.
این روایت، تصویری فشرده از سه نیاز بنیادین انسان و جامعه ارائه میدهد: هدایت فکری و معنوی، ساماندهی عادلانه امور عمومی، و حفاظت از سلامت انسان. با تأمل در این سه رکن و مقایسه آنها با آرمانهای حکومت امام مهدی (عجّلاللهتعالیفرجهالشریف)، میتوان پیوندی معنادار میان این سخن و اندیشه مهدوی برقرار کرد.
در اندیشه شیعه، امام زمان (عج) حجت زنده الهی و امام جامعه در عصر غیبت است و ظهور ایشان با برپایی عدالت و گسترش حق در جهان پیوند دارد. بر این اساس، روایت امام صادق (ع) را میتوان چارچوبی برای شناخت بخشی از نیازهای جامعهای دانست که در مسیر تحقق آرمانهای مهدوی حرکت میکند. البته این پیوند، یک تحلیل مفهومی و اجتماعی است، نه ادعایی مبنی بر اینکه روایت مستقیماً و منحصراً به سه ویژگی شخص امام زمان (عج) اشاره دارد.
کلیدواژهها:
امام صادق، امام زمان، مهدویت، فقیه پارسا، حاکم عادل، پزشک متخصص، سلامت اجتماعی، جامعه مهدوی.
مقدمه: جامعه برای بالندگی به چه کسانی نیاز دارد؟
یکی از پرسشهای اساسی در اندیشه اجتماعی اسلام این است که چه عواملی یک جامعه را از آشفتگی به سامان، از جهل به آگاهی و از ضعف به بالندگی میرسانند؟
پاسخ به این پرسش را نمیتوان تنها در افزایش درآمد، گسترش امکانات یا پیشرفت فناوری جستوجو کرد. جامعهای ممکن است از امکانات مادی فراوان برخوردار باشد، اما در تشخیص حق از باطل، مدیریت قدرت، رعایت عدالت یا حفاظت از سلامت مردم با مشکلات جدی روبهرو شود. همانگونه که جامعهای بدون دانش و تخصص، حتی با نیتهای خیرخواهانه، ممکن است در حل مسائل خود ناکام بماند.
در روایتی منسوب به امام جعفر صادق (علیهالسلام) آمده است:
«لا يَستَغْني أَهْلُ كُلِّ بَلَدٍ عَنْ ثَلاثَةٍ يُفْزَعُ إِلَيْهِمْ في أَمْرِ دُنْياهُمْ وَآخِرَتِهِمْ، فَإِنْ عَدِمُوا ذلِكَ كانُوا هَمَجاً: فَقِيهٌ عالِمٌ وَرِعٌ، وَأَميرٌ خَيِّرٌ مُطاعٌ، وَطَبيبٌ بَصيرٌ ثِقَةٌ.»
مضمون روایت چنین است:
«مردم هر سرزمینی از سه گروه بینیاز نیستند که در امور دنیوی و اخروی خود به آنان مراجعه کنند؛ و اگر این سه را نداشته باشند، گرفتار آشفتگی و سرگردانی میشوند: فقیهی دانا و پارسا، فرمانروایی نیکوکار و مورد اطاعت، و پزشکی بصیر و مورد اعتماد.»
این روایت در کتاب تحف العقول، از آثار منسوب به ابنشعبه حرّانی، نقل شده است.
اهمیت این سخن در آن است که امام صادق (ع) برای سامانیافتگی جامعه، سه نیاز را در کنار یکدیگر قرار میدهند. جامعه نه تنها به هدایت دینی نیاز دارد، نه تنها به مدیریت و قدرت اجرایی، و نه تنها به دانش پزشکی؛ بلکه برای حفظ تعادل و سلامت خود، به هر سه نیازمند است.
این سخن هنگامی در پرتو اندیشه مهدوی بررسی میشود، افق گستردهتری مییابد؛ زیرا حکومت امام زمان (عج) در باور شیعه، صرفاً یک تحول سیاسی نیست، بلکه با تحقق عدالت و اصلاح فراگیر زندگی انسانها ارتباط دارد.
۱. فقیه دانا و پارسا؛ نیاز جامعه به هدایت و تشخیص حق
نخستین رکن در کلام امام صادق (ع)، «فَقِيهٌ عالِمٌ وَرِعٌ» است؛ یعنی فقیهی که هم دانش دارد و هم پارسایی.
قرار گرفتن این دو ویژگی در کنار یکدیگر، نکتهای اساسی را آشکار میکند: دانش بهتنهایی کافی نیست و تقوا نیز بدون شناخت و آگاهی، پاسخگوی پیچیدگیهای جامعه نخواهد بود.
الف) دانش بدون پارسایی
اگر کسی از دانش دینی برخوردار باشد، اما در برابر منفعتطلبی، شهرت، قدرت یا تعصب نتواند از حقیقت دفاع کند، دانش او ممکن است بهجای هدایت جامعه، وسیله توجیه خطاها شود.
جامعه به عالمانی نیاز دارد که بتوانند میان حق و باطل تمایز بگذارند، سخن خود را بر اساس دلیل بیان کنند، در برابر پرسشها پاسخگو باشند و از نسبت دادن مطالب بیاساس به دین پرهیز کنند.
ب) پارسایی بدون دانش
از سوی دیگر، نیت خیر و دینداری ظاهری، جایگزین دانش نمیشود. در مسائل پیچیده اعتقادی و اجتماعی، تصمیمگیری بر اساس احساسات، اطلاعات ناقص یا برداشتهای شخصی میتواند به نتایج نادرست بینجامد.
ازاینرو، تعبیر امام صادق (ع) از فقیهی سخن میگوید که هم عالم است و هم پارسا؛ یعنی میان شناخت درست و تعهد اخلاقی پیوند برقرار میکند.
ج) پیوند این رکن با امام زمان (عج)
در اندیشه شیعه، امام معصوم تنها آموزگار احکام نیست؛ بلکه مرجع هدایت دینی و معیار تشخیص مسیر صحیح در منظومه امامت است. امام زمان (عج) نیز در دوران غیبت، امام زنده جامعه شیعه به شمار میرود، هرچند دسترسی عمومی و مستقیم به ایشان مانند دوران حضور امامان پیشین نیست.
در این دوران، نیاز جامعه به شناخت معتبر دینی، پژوهش علمی، عالمان مسئولیتپذیر و تشخیص درست همچنان باقی است. دانش دینی باید بر منابع معتبر تکیه کند و در برابر ادعاهای بیدلیل، برداشتهای نادرست و سوءاستفاده از نام امام زمان (عج) قدرت تحلیل داشته باشد.
البته فقیه دانا و پارسا را نباید با خود امام معصوم یکسان دانست. در اندیشه امامیه، جایگاه امام و جایگاه عالمان دینی متفاوت است؛ اما جامعه برای فهم و عمل به معارف دینی در عصر غیبت، همچنان به دانش و پارسایی نیاز دارد.
بنابراین، یکی از درسهای این روایت برای جامعه منتظر آن است که انتظار امام زمان (عج) باید با افزایش معرفت، احترام به دانش دینی و تقویت قدرت تشخیص همراه باشد.
جامعهای که از نام امام سخن میگوید، اما در شناخت دین به شایعه، خواب، ادعای بیدلیل یا هیجانهای زودگذر تکیه میکند، هنوز به یکی از نیازهای اساسی خود پاسخ نداده است.
۲. فرمانروای نیکوکار و مورد اطاعت؛ نیاز جامعه به عدالت و مدیریت شایسته
دومین رکن در روایت امام صادق (ع)، «أَميرٌ خَيِّرٌ مُطاعٌ» است؛ یعنی فرمانروایی نیکوکار که مردم از او اطاعت میکنند.
این تعبیر نشان میدهد که صرف وجود قدرت سیاسی برای ساماندهی جامعه کافی نیست. قدرت زمانی به عامل خیر عمومی تبدیل میشود که با نیکوکاری، شایستگی و توانایی اداره امور همراه باشد.
الف) قدرت، وسیله خدمت است نه امتیاز شخصی
فرمانروایی نیکوکار، قدرت را فرصتی برای خدمت به مردم میداند، نه وسیلهای برای تأمین منافع شخصی یا گروهی. وظیفه او تنها اداره امور روزمره نیست؛ بلکه باید برای حفظ حقوق مردم، برقراری نظم عادلانه، حمایت از آسیبپذیران و فراهم کردن زمینه رشد جامعه تلاش کند.
اگر قدرت از اخلاق و عدالت جدا شود، ممکن است به تبعیض، فساد و تضییع حقوق مردم بینجامد. در مقابل، مدیریت شایسته میتواند اعتماد اجتماعی را تقویت کند و زمینه همکاری مردم را برای حل مشکلات فراهم آورد.
ب) چرا فرمانروا باید مورد اطاعت باشد؟
جامعه برای اداره امور عمومی به نظم، قانون و هماهنگی نیاز دارد. اگر هر فرد صرفاً بر اساس خواست شخصی خود عمل کند، همکاری اجتماعی دشوار میشود.
بااینحال، اطاعت در این روایت نباید به معنای مشروع دانستن هر رفتار یا تصمیمی تفسیر شود. قید «نیکوکار» نشان میدهد که شایستگی اخلاقی در توصیف فرمانروا اهمیت دارد. بحث درباره حدود اطاعت سیاسی و شرایط مشروعیت حکومت نیز به بررسی جداگانه ادله دینی و مبانی فقهی نیازمند است. که این مقاله در پی واکاوی این مقوله نیست
ج) پیوند این رکن با حکومت امام زمان (عج)
در باور شیعه، یکی از مهمترین آرمانهای ظهور امام مهدی (عج)، گسترش عدالت و برچیده شدن ظلم است. در روایات مهدوی، بر این مضمون تأکید شده است که زمین به دست آن حضرت از عدالت پر میشود، همانگونه که از ظلم و ستم پر شده بود. بر این اساس، فرمانروای نیکوکار در روایت امام صادق (ع) را میتوان از منظر نیاز جامعه به مدیریت اخلاقی و شایسته بررسی کرد؛ نیازی که در مقیاس کامل و آرمانی خود، با عدالت فراگیر حکومت مهدوی پیوند مییابد.
البته میان یک مدیر یا حاکم شایسته در جامعه امروز و امام معصوم تفاوتی بنیادین وجود دارد. حاکمان انسانی ممکن است خطا کنند و عملکرد آنان باید ارزیابی شود؛ اما در اعتقاد شیعه، امام معصوم جایگاه ویژهای در هدایت الهی دارد.
د) انتظار ظهور و مسئولیت امروز
اگر عدالت از آرمانهای اصلی حکومت امام زمان (عج) است، جامعه منتظر نمیتواند در برابر بیعدالتی در محیط خانواده، محل کار، مدرسه یا جامعه بیتفاوت باشد.
این سخن به معنای آن نیست که با اقدامات محدود انسانی میتوان ظهور را تضمین کرد؛ بلکه مقصود این است که انتظار، مسئولیت اخلاقی و اجتماعی را از انسان سلب نمیکند.
جامعه منتظر باید از مدیران شایسته حمایت کند، در برابر فساد و تبعیض حساس باشد، حقوق دیگران را رعایت کند و برای بهبود امور عمومی از راههای قانونی و اخلاقی بکوشد.
پس انتظار حکومت عادلانه امام زمان (عج)، با بیاعتنایی به عدالت در زندگی امروز سازگار نیست.
۳. پزشک بصیر و مورد اعتماد؛ نیاز جامعه به دانش و صیانت از سلامت انسان
سومین رکن روایت، «طَبيبٌ بَصيرٌ ثِقَةٌ» است؛ یعنی پزشکی که هم بینش و مهارت تخصصی دارد و هم مورد اعتماد است.
این بخش از روایت اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا نشان میدهد که سلامت جسم انسان و برخورداری از دانش تخصصی، در کنار هدایت دینی و مدیریت جامعه، از نیازهای اساسی زندگی اجتماعی است.
الف) تخصص بدون امانتداری کافی نیست
پزشک باید از دانش و مهارت کافی برخوردار باشد، اما این ویژگی بهتنهایی کفایت نمیکند. بیمار، سلامت و گاه جان خود را به پزشک میسپارد؛ ازاینرو، صداقت، رعایت اخلاق حرفهای، حفظ حریم خصوصی و توجه به مصلحت بیمار نیز اهمیت دارند.
تعبیر «بصیر» بر شناخت و توانایی تشخیص دلالت دارد و تعبیر «ثقه» بر اعتمادپذیری تأکید میکند. در نتیجه، پزشکی مطلوب است که هم در کار خود توانمند باشد و هم از نظر اخلاقی شایسته اعتماد.
ب) سلامت جسم و کرامت انسان
نگاه دینی به انسان، تنها به ابعاد معنوی او محدود نمیشود. جسم انسان نیز امانتی ارزشمند است و مراقبت از آن، پیشگیری از بیماری و درمان صحیح، بخشی از مسئولیتهای زندگی فردی و اجتماعی به شمار میآیند.
جامعهای که به سلامت مردم توجه نکند، حتی اگر از امکانات یا شعارهای فرهنگی فراوان برخوردار باشد، در تأمین یکی از نیازهای بنیادین انسان ناکام مانده است.
بنابراین، وجود پزشکان متخصص، مراکز درمانی کارآمد، آموزش سلامت، پیشگیری از بیماریها و دسترسی منصفانه به خدمات درمانی، از عوامل مهم بالندگی جامعه هستند.
ج) پیوند این رکن با آرمان جامعه مهدوی
در توصیف جامعه مهدوی، عدالت و اصلاح فراگیر از جایگاه محوری برخوردار است. اگر عدالت قرار است در زندگی انسانها تحقق یابد، نیازهای واقعی آنان، از جمله سلامت، امنیت و امکان برخورداری از زندگی شایسته، نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
از این منظر، پزشک بصیر و مورد اعتماد در روایت امام صادق (ع) نمونهای از یک نیاز پایدار انسانی است که در جامعه عادلانه باید به آن توجه شود.
بااینحال، نباید بدون دلیل ادعا کرد که روایت، پزشک را بهطور مستقیم نشانه یا نماینده خاصی از امام زمان (عج) معرفی کرده است. ارتباط این دو موضوع، در سطح تحلیل اجتماعی است: جامعهای که در مسیر آرمانهای مهدوی حرکت میکند، باید برای حفظ جان و سلامت انسانها ارزش قائل باشد و دانش تخصصی را در خدمت خیر عمومی قرار دهد.
د) علم و دینداری در برابر یکدیگر نیستند
قرار گرفتن پزشک در کنار فقیه و فرمانروا در این روایت، پیام مهمی دارد: جامعه دینی برای رشد خود به دانش تخصصی نیز نیازمند است.
نه دینداری جایگزین پزشکی علمی میشود و نه تخصص پزشکی بهتنهایی پاسخگوی تمام نیازهای اخلاقی و معنوی انسان است. هرکدام حوزه و مسئولیت خود را دارند و در چارچوبی درست میتوانند به بهبود زندگی انسان کمک کنند.
در نتیجه، جامعه منتظر باید هم به معرفت دینی توجه کند، هم به مدیریت عادلانه و هم به پیشرفت دانش و سلامت.
۴. سه رکن روایت؛ سه نیاز مکمل در مسیر جامعه مهدوی

اکنون میتوان سه عنصر روایت را در کنار یکدیگر قرار داد:
این سه رکن، جایگزین یکدیگر نیستند. جامعهای که از دانش دینی برخوردار باشد اما مدیریت آن ناعادلانه باشد، با مشکل روبهرو خواهد شد. جامعهای که مدیریت منظم داشته باشد اما از دانش و اخلاق حرفهای غفلت کند، نمیتواند تمام نیازهای مردم را تأمین کند. همچنین پیشرفت علمی بدون اخلاق و مسئولیت اجتماعی، بهتنهایی ضامن سعادت انسان نیست.
نکته مهمتر آن است که این سه رکن باید با یکدیگر تعامل داشته باشند. دانش دینی میتواند به تصمیمگیری اخلاقی جهت دهد؛ مدیریت شایسته میتواند زمینه رشد علم و گسترش خدمات سلامت را فراهم کند؛ ودانش تخصصی میتواند به مدیران در اتخاذ تصمیمهای بهتر یاری رساند.
در جامعه مهدوی نیز، عدالت و هدایت الهی با زندگی واقعی مردم ارتباط دارد. آرمان مهدوی تنها یک مفهوم انتزاعی یا وعدهای مربوط به آینده نیست، بلکه چشماندازی برای فهم جایگاه عدالت، اخلاق، علم و مسئولیت در زندگی انسان ارائه میدهد.
البته نباید از این جدول نتیجه گرفت که تمام ابعاد حکومت مهدوی به همین سه رکن محدود میشود. روایت، سه نیاز مهم را برجسته میکند؛ نه اینکه همه ابعاد جامعه آرمانی را بهصورت کامل برشمرده باشد.
۵. امام زمان (عج)؛ محور هدایت و آرمان عدالت فراگیر
برای درک عمیقتر ارتباط این روایت با مهدویت، باید میان دو موضوع تمایز گذاشت: نخست، جایگاه امام در نظام اعتقادی شیعه؛ دوم، نیازهای اجتماعی که روایت امام صادق (ع) بر آنها تأکید میکند.
در اعتقاد شیعه دوازدهامامی، امام زمان (عج) امام زنده و حجت الهی در عصر غیبت است. غیبت به معنای پایان یافتن امامت نیست، هرچند نحوه ارتباط جامعه با امام در این دوران با دوران حضور تفاوت دارد. در عین حال، روایت سه گروه را بهعنوان نیازهای جامعه معرفی میکند. بنابراین، درستتر آن است که از این روایت برای شناخت بخشی از الزامات زندگی اجتماعی استفاده کنیم و سپس آن الزامات را با آرمانهای حکومت مهدوی مقایسه کنیم.
این مقایسه سه نتیجه به همراه دارد:
نخست، جامعه منتظر به هدایت معتبر نیاز دارد. انتظار امام، بدون شناخت درست دین و توانایی تشخیص ادعاهای معتبر از ادعاهای بیدلیل، ممکن است به برداشتهای سطحی و انحرافی منجر شود.
دوم، جامعه منتظر باید عدالت را در روابط و ساختارهای اجتماعی جدی بگیرد. عدالت، تنها خواستهای برای آینده نیست؛ بلکه ارزشی است که در رفتار فردی، روابط خانوادگی، مدیریت عمومی و رعایت حقوق مردم نیز اهمیت دارد.
سوم، جامعه منتظر باید علم و سلامت را بخشی از مسئولیت اجتماعی بداند. توجه به پزشک متخصص و مورد اعتماد در این روایت یادآور میشود که سعادت اجتماعی بدون مراقبت از نیازهای واقعی انسانها کامل نخواهد بود.
ازاینرو، میتوان گفت روایت امام صادق (ع) به ما کمک میکند بخشی از زمینههای اجتماعی مورد نیاز برای حرکت به سوی آرمانهای مهدوی را بشناسیم؛ زمینههایی که با هدایت، عدالت و دانش پیوند دارند.
۶. عصر غیبت؛ زمان مسئولیت، نه تعطیلی نیازهای جامعه
گاهی انتظار ظهور چنان در ذهن افراد با آینده پیوند میخورد که مسائل امروز جامعه کمرنگ میشود؛ گویی وظایف دینی و اجتماعی تا زمان ظهور به تعویق افتادهاند.
اما روایت امام صادق (ع) از نیازهای همیشگی مردم سخن میگوید. تعبیر «أَمْرِ دُنْياهُمْ وَآخِرَتِهِمْ» نشان میدهد که انسانها در امور دنیوی و اخروی خود به راهنمایی و تخصص نیاز دارند.
از این منظر، عصر غیبت دوران کنار گذاشتن مسئولیتها نیست. مردم همچنان به عالمان دانا و پارسا، مدیران شایسته و پزشکان متخصص نیاز دارند. خانوادهها باید فرزندان خود را به دانشاندوزی، اخلاق و مسئولیتپذیری تشویق کنند؛ مراکز علمی باید به تولید دانش معتبر بپردازند؛ و مدیران باید برای تأمین حقوق و نیازهای مردم تلاش کنند.
این اقدامات، جایگزین ظهور امام زمان (عج) نیستند و تحقق کامل عدالت مهدوی را تضمین نمیکنند. بااینحال، میتوانند جلوههایی از مسئولیتپذیری انسان در دوران غیبت باشند.
در نتیجه، انتظار آگاهانه با تلاش برای اصلاح شرایط موجود همراه است؛ نه به این معنا که انسان خود را قادر به تحقق تمام آرمانهای حکومت مهدوی بداند، بلکه به این معنا که در محدوده وظایف و تواناییهای خود، از عدالت، دانش، اخلاق و سلامت حمایت کند.
۷. از روایت تا عمل؛ مسئولیت جامعه منتظر چیست؟
پیام این روایت زمانی روشنتر میشود که آن را به پرسشهای عملی تبدیل کنیم.
در حوزه دین و معرفت
– آیا به منابع معتبر دینی مراجعه میکنیم؟- آیا میان دانش مستند و ادعاهای بیدلیل تفاوت میگذاریم؟- آیا عالمان را بر اساس دانش، پارسایی و استدلال میسنجیم، نه صرفاً شهرت و هیجانآفرینی؟- آیا در دفاع از امام زمان (عج)، اخلاق و انصاف را رعایت میکنیم؟
در حوزه مدیریت و عدالت
– آیا در محیط خانواده، مدرسه و کار، حقوق دیگران را رعایت میکنیم؟- آیا با تبعیض، فساد و سوءاستفاده از قدرت مخالفت میکنیم؟- آیا مسئولیتهای خود را میپذیریم و در حد توان برای اصلاح امور عمومی تلاش میکنیم؟- آیا شایستگی، امانتداری و پاسخگویی را در مدیریت جدی میگیریم؟
در حوزه علم و سلامت
– آیا به دانش تخصصی و نظر کارشناسان واجد صلاحیت احترام میگذاریم؟- آیا سلامت جسمی و روانی اعضای خانواده را جدی میگیریم؟- آیا از گسترش اطلاعات نادرست پزشکی جلوگیری میکنیم؟- آیا به دسترسی منصفانه مردم به خدمات سلامت و حمایت از بیماران توجه داریم؟
این پرسشها نشان میدهند که فرهنگ انتظار میتواند به معیاری برای ارزیابی رفتار و مسئولیت اجتماعی تبدیل شود.
نتیجهگیری
امام جعفر صادق (علیهالسلام) در روایتی، سه گروه را از نیازهای اساسی هر جامعه معرفی میکنند: فقیه دانا و پارسا، فرمانروای نیکوکار و مورد اطاعت، و پزشک بصیر و مورد اعتماد. این سه گروه، بهترتیب، با نیاز جامعه به هدایت و تشخیص، مدیریت شایسته و عدالت، و دانش تخصصی و سلامت ارتباط دارند.
در اندیشه شیعه، امام زمان (عج) امام زنده و حجت الهی در عصر غیبت است و ظهور ایشان با تحقق عدالت فراگیر و گسترش حق پیوند دارد. ازاینرو، میتوان روایت امام صادق (ع) را در چارچوب نیازهای اجتماعی جامعهای بررسی کرد که به آرمانهای مهدوی چشم دوخته است.
فقیه دانا و پارسا یادآور اهمیت معرفت معتبر و هدایت اخلاقی است؛ فرمانروای نیکوکار ضرورت عدالت و مدیریت مسئولانه را برجسته میکند؛ و پزشک بصیر و مورد اعتماد نشان میدهد که دانش تخصصی و صیانت از سلامت انسان نیز از نیازهای اساسی جامعهاند.
این سه عنوان، مستقیماً و بهطور انحصاری به امام زمان (عج) اشاره ندارند؛ بلکه سه نیاز مهم اجتماعی را بیان میکنند که میتوان آنها را در پرتو آرمانهای حکومت مهدوی تحلیل کرد.
پیام عملی این پیوند آن است که انتظار امام زمان (عج) نباید به آرزوی آینده محدود شود. جامعه منتظر، در عصر غیبت نیز به معرفت، عدالت، دانش و مسئولیتپذیری نیاز دارد. هر اندازه این ارزشها در رفتار فردی، روابط خانوادگی و ساختارهای اجتماعی جدی گرفته شوند، زمینه اخلاقی و اجتماعی مناسبتری برای حرکت در مسیر آرمانهای مهدوی فراهم خواهد شد.
بنابراین، روایت امام صادق (ع) را میتوان دعوتی به بازاندیشی در نیازهای بنیادین جامعه دانست؛ دعوتی که در کنار اعتقاد به امام زنده و امید به ظهور او، مسئولیت امروز انسان را نیز یادآوری میکند.
پرسش پایانی این است: اگر جامعهای به ظهور امام عدالتگستر ایمان دارد، آیا نباید از امروز برای گسترش معرفت، عدالت، علم و خدمت به انسانها تلاش کند؟
منابع و مآخذ پیشنهادی
۱. ابنشعبه حرّانی، تحف العقول عن آل الرسول، روایت منقول از امام جعفر صادق (علیهالسلام) درباره نیازهای مردم هر سرزمین به فقیه دانا و پارسا، فرمانروای نیکوکار و پزشک بصیر و مورد اعتماد.
۲. قرآن کریم، سوره حدید، آیه ۲۵؛ درباره فرستادن پیامبران و کتاب و میزان برای برپایی عدالت به دست مردم.
۳. شیخ صدوق، کمالالدین و تمام النعمة، مباحث مربوط به غیبت و جایگاه امام زمان (عج).
۴. شیخ طوسی، الغیبة، مباحث مربوط به غیبت امام دوازدهم و استمرار امامت در عصر غیبت.
۵. سید صدرالدین صدر، المهدی، مباحث مربوط به روایات عدالت و ظهور امام مهدی (عج).
آخرین دیدگاهها