مقدمه
اعتقاد به مهدی موعود(عجل الله فرجه) در فرهنگ اسلامی صرفاً یک باور مربوط به آینده نیست؛ بلکه میتواند در شکلدهی به رفتار فردی و اجتماعی انسان نقش داشته باشد. انتظار عدالت، نفی ظلم، مسئولیتپذیری، امید به آینده و تلاش برای اصلاح جامعه، از مهمترین ظرفیتهای اجتماعی این باور است.
اما همین ظرفیت اجتماعی، اگر از معیارهای معرفتی و دینی جدا شود، میتواند به نقطهای برای سوءاستفاده تبدیل شود. تاریخ نشان داده است که برخی افراد یا جریانها با نسبت دادن خود به «مهدی»، «نماینده مهدی»، «فرستاده مهدی» یا برخورداری از ارتباط ویژه با او، تلاش کردهاند برای خود مشروعیت، پیرو، قدرت یا نفوذ اجتماعی ایجاد کنند.
بنابراین مسئله اصلی این مقاله دو بخش دارد:
نخست: باور به مهدی(عج) چه کارکردهای سالم و سازندهای در جامعه دارد؟
دوم: چگونه ممکن است همین باور به وسیله مدعیان مهدویت به ابزار فریب و سلطه اجتماعی تبدیل شود؟
در این مقاله به بخش نخست مقاله می پردازیم:
۱. مهدویت؛ یک اعتقاد فردی یا یک سرمایه اجتماعی؟
اگر مهدویت را صرفاً به این معنا محدود کنیم که «در آینده شخصی ظهور خواهد کرد و جهان را اصلاح خواهد نمود»، بخش مهمی از آثار اجتماعی آن را از دست دادهایم.
انتظار میتواند انسان را از بیتفاوتی نسبت به سرنوشت جامعه خارج کند.
جامعهای که خود را منتظر عدالت میداند، نمیتواند نسبت به ظلم، فساد، تبعیض، دروغ، خیانت و تضییع حقوق دیگران بیتفاوت باشد.
در این نگاه، انتظار واقعی به معنای تعطیل کردن زندگی تا زمان ظهور نیست؛ بلکه به معنای ساختن انسانی است که بتواند در جامعهای عادلانه زندگی کند و در حد توان خود در مسیر اصلاح حرکت کند.
از این منظر، مهدویت میتواند چند کارکرد اجتماعی مهم داشته باشد:
الف) تولید امید
جامعه انسانی بدون امید، در برابر مشکلات فرسوده میشود. باور به آیندهای بهتر میتواند مانع تبدیل مشکلات امروز به نوعی ناامیدی تاریخی شود.
ب) تقویت مسئولیت اجتماعی
اگر عدالت ارزش باشد، منتظر عدالت نمیتواند خودش عامل ظلم باشد.
اگر امام مهدی(عج) مظهر عدالت معرفی میشود، انتظار او باید در رفتار فردی و اجتماعی انسان نیز نشانه داشته باشد.
ج) عادی شدن ظلم
یکی از خطرات جوامع این است که انسان به تدریج به فساد و بیعدالتی عادت کند.
فرهنگ انتظار میتواند این پرسش را زنده نگه دارد:
«آیا وضع موجود در جهان همان چیزی است که باید باشد؟»
این پرسش خود میتواند موتور اصلاح اجتماعی باشد.
د) ایجاد هویت مشترک
باور مشترک میتواند افراد پراکنده را حول مجموعهای از ارزشها گرد هم آورد. در تاریخ نیز جنبشهای مهدوی در برخی جوامع توانستهاند گروههای مختلف اجتماعی را بسیج کنند. پژوهشهای تاریخی درباره جنبشهای مهدوی در آفریقا نشان میدهد که زبان و ایدئولوژی مهدوی در بعضی موارد برای بسیج اجتماعی به کار رفته است.
این نکته البته یک هشدار مهم هم دارد:
هر بسیج اجتماعی در جوامع بشری با نام مهدی الزاماً مهدوی نیست.
آخرین دیدگاهها